سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

356

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

شده و به دشمنى با دولت عباسى برخاسته بود . فرستادن سپاه براى پايان دادن به نهضت ادريس كه روزبه‌روز نيرومندتر مىشد ، به سبب دورى و ناشناختگى راه ، براى عباسيان دشوار بود . ازاين‌رو ، هارون از انتخاب گزينه جنگ ، اجتناب كرد و گزينه ديگرى برگزيد و آن توطئه كشتن پيشواى نهضت ، ادريس بن عبد اللّه بود . اصفهانى دو روايت دربارهء چگونگى كشتن ادريس نقل مىكند . در روايت اول مىآورد كه هارون با وزيرش يحيى بن خالد برمكى ، در كار ادريس مشورت كرد و وزير به او تعهد داد كه به كار وى خاتمه خواهد داد . يحيى برمكى موفق شد كه يكى از پيشوايان زيديه بتريه به نام سليمان بن جرير جزرى را بفريبد تا به ادريس بن عبد اللّه سم بخوراند . سليمان به سرزمين مغرب رفت و توانست اطمينان ادريس را به خود جلب كند ، سپس به او شيشه‌اى داد كه گمان كرد حاوى عطرى از عراق است . پس ادريس محتوى آن شيشه را بو كشيد و چون در آن سم شديدى بود ، موجب مرگ او شد . ياران او پى به توطئه بردند و سليمان را كشتند . اما دومين روايتى كه اصفهانى نقل مىكند اين است كه رشيد يكى از موالى مهدى به نام شماخ را كه طبيب بود ، نزد ادريس فرستاد . وى در حضور ادريس ، به تشيع تظاهر كرد و پس از آن توانست به او سم بخوراند . « 1 » پس از مرگ ادريس ، راشد از موالى او ، امر دعوت را عهده‌دار شد . ادريس از خود همسرى باردار به جاى گذاشت كه مدتى بعد اين زن ، كودكى به دنيا آورد . اين كودك را هم ادريس ناميدند . او در ميان بربرها زيست تا آن‌كه بزرگ و رشيد شد . پس ولايت و سرپرستى ايشان را به شكلى نيكو عهده‌دار گشت . « 2 » دولت ادراسه در سرزمين مغرب برپا شد و نفوذش در شمال افريقا گسترش يافت و باعث وحشت هارون الرّشيد شد . « 3 » او افريقيه ( تونس ) را به صورت اقطاع به ابراهيم بن اغلب بخشيد تا اغالبه بتوانند با دولت ادارسه مقابله كنند . « 4 » نزاعى هم بين اين دو گروه در

--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 489 - 490 . ( 2 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 60 . ( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 491 . ( 4 ) . ابراهيم بن اغلب ، بربرها را با خود همراه ساخت و ايشان را در سال 186 ق به قتل راشد مولاى ادريس -